طول مطالعه: 4 دقیقه

برجستهای دارد، تصمیم به خرید نوعِ داخلی یا خارجی آن میگیرند. داوتاس و دیامانتوپولوس (2016) با تأکید بر اینکه درک ریسک کمتر از یک محصول، گرایش مثبت به آن محصول را بهدنبال دارد، میگوید برتری برندهای جهانی در کشورهای مختلف به این دلیل است که مردم ریسک کمتری از آنها درک میکنند. طبقات محصولی و قوممداری مصرفکننده: علاوهبر تأیید تفاوت قوممداری مصرفکننده در بین کشورهای مختلف، پژوهشهای موجود نشان میدهد قوممداری مصرفکننده در بین طبقات کالایی مختلف نیز بهشکل متفاوتی خود را نشان میدهد.

رئال مادرید ورزش ۳ در این زمینه، بالابانیس و دیامانتوپولوس (2004) نیز تأیید میکنند انگلیسها در برخورد با کالاهای مختلف داخلی بهطور متفاوتی رفتار میکنند؛ مثلاً اگرچه 66درصد گفتهاند مبلمان داخلی اولویت آنهاست، تنها 23درصد تلویزیونهای داخلی را اولین انتخاب درنظر گرفتهاند. 2016)، با تأکید بر کمبود پژوهشهای نظری و تجربی در این زمینه، تأیید میکند ترجیح برندهای داخلی یا جهانی در بین طبقات محصولی متفاوت است و بنابراین طبقات کالایی مختلف یک کشور مقاومت متفاوتی در مقابل جهانیشدن دارند. فرضیة 1: گرایش مثبت مصرفکنندگان به محصولات داخلی در طبقات مختلف محصولی متفاوت است.

یافتههای مربوط به این دو سؤال را میتوان در سه دستة گرایش متفاوت به طبقات «محصولی مختلف»، «تئوری هویت اجتماعی» و «عوامل مرتبط با بازار» مرور کرد. برای این قضیه محسوب میشود که در برنامههای حمایت از کالای ایرانی میتوان از یک نسخة یکسان برای تمام محصولات داخلی استفاده کرد. مروری بر مطالعات این دسته نشان میدهد که میتوان عوامل مؤثر را در سه شاخة «رضایت از قیمت و محصول»، «درک ریسک کمتر» و «رضایت از توانمندی تولیدکنندگان» رهگیری کرد.

رضایت از قابلیتهای تولیدکنندگان: بیلکی و نس (1982) گفتهاند اگرچه مشتریانِ کشورهای توسعهیافته تمایل بیشتری نسبت به محصولات داخلی دارند، چنین جانبداری را کمتر میتوان در کشورهای کمترتوسعهیافته دید. درک ریسک کمتر ازاینجهت عامل متمایزی در نظر گرفته میشود که اگرچه چنین درکی ممکن است نتیجة عملکرد محصولات داخلی در مقایسه با محصولات خارجی باشد، گاه شاید از عواملی فراتر از فعالیت شرکتها، همچون اعتماد به سازمانهای ناظر ناشی شده باشد. ᠎​​!

قرعه کشی ایران خودرو Https //www.google.com البته بیلکی و نس (1982) ریشة چنین گرایشی را تبیین نمیکنند. شکل 1 مدل مفهومی پیشنهادی برای تبیین گرایش مثبت به طبقة خاصی از محصولات داخلی را نشان میدهد. بالابانیس و سیاماگکا (2017) نیز تأیید میکنند قوممداری مصرفکننده در بین آمریکاییها در خرید محصولات با قیمتِ بیشتر (ماشین لباسشویی و لپتاپ) بیشتر و در خرید محصولات با قیمت کمتر (قهوه، کفش و پوشاک) کمتر خود را نشان میدهد. داوتاس و دیامانتوپولوس(2016) نیز با بررسی طبقات مختلف محصولی (شکلات، تَبلت، کیف لپتاپ، تجهیزات اسکی، ژل حمام) در اسلواکی به این نتیجه رسیدند در هر طبقة کالایی، برندهای جهانی قدرت متفاوتی در نفوذ در بازار یک کشور دارند. ᠎​&;​.

2005) با تأیید تفاوت میزان قوممداری مصرفکننده در بین فرانسویان در سه طبقة محصولی خودرو، تلویزیون و کامپیوتر به این نتیجه رسیدند که با افزایش درک ضرورت یک محصول اثر قوممداری مصرفکننده کمتر میشود. 1992) در پژوهشی مروری به این نتیجه رسیدند که سازههای طرح، ساخت ماهرانه، وجهة اجتماعی و نوآوربودن، سازههای پرتکرار در ارزیابی موفقیت شرکتهای داخلی یا خارجی در محیط بازار محسوب میشوند. 2016) نیز موفقت شرکتهای هندی در بازار پنجرههای یو پیویسی را متأثر از محصول، خدمات و قیمت این شرکتها میبینند.

دهدشتی، قاسمی و سیفی (1389) نیز اثر تعدیلگری ضرورت محصول را دربارة یخچال، تلویزیون و دیویدی تأیید میکنند. 1962)، که آغازگر جریان مطالعاتی اثر کشور مبدأ شناخته میشود (. 1992) نشان میدهد قوممداری مصرفکننده در بین آمریکاییها در خرید خودرو و کامپیوتر داخلی تأثیر متفاوتی داشته و در تبیین آن معتقد است که در زمان خرید محصولات گرانقیمتتر و محصولاتی که داخلی یا خارجیبودن آنها مشخصتر است، قوممداری مصرفکننده بیشتر تحریک میشود.

همانطور که مشخص است محصول و قیمت در غالب این تحقیقات خود را نشان میدهد. درک ریسک کمتر: هامپتون (1977) نشان داد که آمریکاییها ریسک کمتری از محصولات مونتاژ داخلی نسبت به محصولات کاملاً خارجی درک میکنند. او(1980) تأیید میکند قضاوت مصرفکنندگان دربارة عمومِ محصولات داخلی (آمریکایی) و قضاوت دربارة طبقات محصولی مختلف (خودرو، دوربین و اسباببازی) تفاوت وجود دارد. فرضیة 2: گرایش قوممداری مصرفکننده بر گرایش مثبت به محصولات داخلی تأثیر مثبت دارد. تمام تجهیزات خود را به نیویورک منتقل کرد، محصولات خود را به پورتوریکو برگرداند و مشاهده کرد مشتریانش، کفشهای نیویورکی (خارجی) را راحتتر از کفشهای داخلی میپذیرند.

مسکن ملی یزد
2013) قیمت، کیفیت، طرح، گارانتی را در ترجیح کالاهای داخلی و خارجی تأیید میکنند. این دسته معتقدند خرید محصولات وارداتی به اقتصاد داخلی ضربه میزند و موجب افزایش بیکاری میشود و با میهندوستی منافات دارد. سازة قوممداری مصرفکننده، یک سازة تخصصی در تبیین ترجیح محصولات داخلی نسبت به محصولات خارجی است که در بیشتر کشورهای جهان - لهستان، روسیه (1995)، انگلیس (2004) و ترکیه (2010)- آزمون شد و غالب آنها تأیید میکنند که افزایش گرایش قوممداری مصرفکننده بر ارزیابی بالاتر، تمایل به پرداخت بیشتر و گرایش مثبت به محصولات داخلی تأثیر مثبت دارد.

فرضیة 5: درک ریسک کمتر از محصولات داخلی در یک طبقة محصولی اثر مثبت بر گرایش به آن طبقة محصولی دارد. فرضیة 6: رضایت از توانمندی تولیدکنندگان یک طبقة محصولی اثر مثبت بر گرایش به آن طبقة محصولی دارد. 1987) نقطة عطفی در مطالعات اثر کشور مبدأ به سمت سازههای هویت اجتماعی محسوب میشود. 2013) گزارش میدهند در لیتوانی، باوجود اثرگذاری قوممداری مصرفکننده بر ترجیح بیشاز 10 محصول، این اثر برای کامپیوترهای شخصی تأیید نمیشود. 2) چه عواملی بر گرایش مثبت به محصولات داخلی اثرگذارند؟

1991) پیشرفت، توان رقابتپذیری و نوآوری را بر ترجیح محصولات داخلی مؤثر میداند. جدول 1 برخی از سازههای اصلی این نظریه را تعریف میکند. رضایت از قیمت و محصول. برخی از فرضیات (فرضیههای 1 و 3؛ مربوط به سؤال اول) ماهیت تفاوتسنجی دارند و در مدل مفهومی نمایش داده نمیشوند. افراد خود را فراتر از قالب کشور خود و متعلق به گروه جهانی میبینند و از وجود کالاهای کشورها در بازار داخلی استقبال میکنند.

آخرین بروزرسانی در: